|
ای کاش ما که دایه حمایت از مردم مظلوم غزه را داریم برای غزه کاری میکردیم. "We Will Not Go Down In Gaza Tonight "song For Gaza
Lit up the sky over Gaza tonight People running for cover Not knowing whether they’re dead or alive They came with their tanks and their planes With ravaging fiery flames And nothing remains Just 2396 a voice rising up in the smoky haze We will not go down In the night, without a fight You can burn up our mosques and our homes and our schools But our spirit will never die We will not go down In Gaza tonight Women and children alike Murdered and massacred night after night While the so-called leaders of countries afar Debated on who’s wrong or right But their powerless words were in vain And the bombs fell down like acid rain But through the tears and the blood and the pain You can still hear that voice through the smoky haze We will not go down In the night, without a fight You can burn up our mosques and our homes and our schools But our spirit will never die We will not go down In Gaza tonight لینک دانلود:
composed by Michael Heart
نخستین نقدهای هنری، در واقع نقد ادبی بود که گستره آن بررسی هنر ادبیات بوده است و سقراط نخستين منتقد ادبي است كه انديشه هايي از او در عرصه ي نقد ادبي به صورت مكتوب به جا مانده است. سقراط بين نيروي فهم( نقد و تفسير شعر) و قريحه ي آفرينش شعر و به نظم درآوردن كلام، تفاوت اساسي قائل بوده و بر اين عقيده بوده كه منتقد شعر مي تواند از سراينده ي آن، شعر را بهتر درك و نقد و تفسير كند. به دليل اهميت تاريخي اين نظر، بايد آن را سرچشمه و منشاً نقد ادبي در تاريخ ادبيات جهان دانست. از نظرسقراط هنر و ادبيات اموري روحاني و مقدس هستند و پردازندگان به آن ها نيز در حقيقت ديوانگاني هستند كه ديوانگيشان بايد ديوانگي خدايي ناميده شوند. اينان با ديدن زيبايي در اين جهان، زيبايي حقيقي را كه در سير و سياحت روحاني پيش از هبوط زميني، در آسمان ها و در ملازمت خدايان ديده اند (آن زيبايي شكوهمند هوش ربا و مسحور كننده كه هرگز فراموش شدني نيست )به ياد مي آورند، مي خواهند به پرواز در آيند ولي در خود توان و بال پرواز نمي بينند، ناچار چون مرغي شكسته بال، غرق در جنون و خواهش و حرمان به هنر روي مي آورند و عشق به زيبايي را از طريق آن باز آفريني و يادآوري مي كنند. سقراط اشعار حماسی هومر را به نقد میکشد و در این رساله (هنر راوی )بحث مفصلی راجع به حماسه دارد . تقابل اندیشه های سقراط و راپسودسها (نخستین منتقدان شعر در تاریخ ادبیات )بسیار زیبا و خواندنی است، بد نیست اشاره ای به این موضوع داشته باشیم : راپسودسها اعياناني بودند با زندگي مرفه كه مهم ترين سرگرمي زندگيشان مطالعه در آثار شاعران گذشته بود. اينان در عيد ها و جشن هاي عمومي رداهاي اطلس و مخمل زربفت مي پوشيدند, تاج زرين جواهرنشان بر سر مي گذاشتند و اشعاري از هومر و هزيود و ديگر شاعران نامدار گذشته را با هم تلفيق مي كردند و از خود نيز قطعاتي بر آن ها مي افزودند و از مجموعه ي آن ها منظومه هاي جذاب و گيرايي مي ساختند و به صداي رسا براي شنونگان انبوه خود در مجالس و اجتماعات و صحنه هاي رقابت و مسابقه مي خواندند و تفسير مي كردند و در آن ها شور و حال مي آفريدند. راپسودس ها كه در حقيقت وصله پينه كنندگان و رفوگران شعر بودند, مهم ترين شعر شناسان يونان باستان بودند و به خاطر آشنايي عميقشان با اسلوب هاي شعري و وزن و آهنگ و موسيقي كلام و ظرايف و دقايق شعر و تنگناها و پيچيدگي هايش, در حقيقت جزو نخستين منتقدان شعر در تاريخ ادبيات به شمار مي روند ،ایوان (که جزو راسپودسها بوده است )مدعي است كه شعر هومر را بهتر از هر راوي ديگر مي فهمد و تفسير و تاُويل مي كند، و در عين حال، در طي بحث با سقراط اعتراف مي كند كه فقط از عهده ي تفسير اشعار هومر به خوبي بر مي آيد و درباره ي آن ها به نيكويي و استادي مي تواند داد سخن دهد ولي از تفسير اشعار ديگر شاعران بر نمي آيد و با همه ي شناختي كه از شعر ديگر شاعران دارد، در باره ي اشعار آن ها زبانش بسته مي ماند و هيچ چيز نمي تواند بگويد و در باره ي اين معما و معضل از سقراط كسب نظر مي كند. گفتگوي مفصل و جذاب سقراط با او در اين باره به اين نتيجه گيري ختم مي شود كه مهارت (ايون) در تفسير اشعار هومر هنري ناشي از نيروي دروني خود او نيست بلكه نيرويي خدايي, همچون نيروي جاذبه ي مغناطيسي, او را قادر به تفسير اشعار هومر مي سازد . وبعد سقراط همين انديشه را درباره ي شاعران نیز تعميم مي دهد .
ادامه دارد. وقتی نقد ضعیف و غیر کارشناسانه تنی چند از باصطلاح منتقدان موسیقی را در سایتها و وبلاگها و بعضی مجلات خواندم بر آن شدم تا با نوشتن این مجموعه مقالات راجع به نقد هنری (مخصوصا موسیقی ) آگاهی مختصری در این ضمینه ایجاد کنم تا شاید بعد از این کمتر شاهد درج چنین مطالب غیر کارشناسانه باشیم . اساسا نقد و نقادی مساله ای پرچالش و طنشزاست و گاه منصفانه ترین نقدها، از دید آفریننده اثر نقد شده، بی رحمانه ترین است، چه رسد به نقدهای غیر منصفانه و مغرضانه .برخی از شاعران انتقاد را حربهای برای عاجزان میدانند که چون خود توان آفریدن ندارند به خرده گیری بر دیگران میپردازند و میافزایند همان قدر که بد شعر گفتن خطاست بد داوری کردن در باب شعر هم خطااست . دکتر زرین کوب در اینباره داستانی را نقل میکنند : روزی شخصی به نام پسافو در آفریقا داعیه خدایی داشت ! وی یک عده طوطی را تربیت کرد تا مرتبا بگویند پسافو خداست و آنان را رها کرد تا به اقسا نقاط سرزمینش پرواز کنند، مدتی بعد مردم در همه جا طوطیهایی را میدیدند که مرتبا میگویند پسافو خداست . حال با تعمیم این قصه میتوان تصور کرد وقتی نقد ناصحیح و مقرضانه یک منتقد کم سواد و بی انصاف در جراید و مطبوعات و سایتها و وبلاگها منتشر میشود میتواند چه فاجعهای را برای آن اثر هنری به بار آورد . مساله نقد و بخصوص نقد هنری مساله ای کاملا تخصصی و حرفه ایست و دخالت عوام در این مقوله به هیچ وجه جایز نیست . به قول استاد دکتر علی شریعتی هنر دو وجه دارد ،وجه عام و وجه خاص . هر آنکس که گهگاه فیلمی را بر پرده عریض سینما به نظاره مینشیند یا شنونده کنسرتی است و یا به دیدن نمایشگاه نقاشی میرود میتواند با یافته های شخصی خود برداشتش را از آن رویداد هنری بیان کند ،برای مثال میتواند بگوید : صدای خواننده خوب نبود ،یا رنگ قرمز در فلان نقاشی خیلی جیغ بود ویا فلان بازیگر اصلا نقشش را خوب بازی نکرد و...بحثهای عامیانه راجع به پدیده های هنری لزوما خالی از حب و بغضهای شخصی نیست و علاقه به یک بازیگر یا موزیسین بخصوص تبیعتا میتواند اظهار نظری جانبدارانه را موجب شود . هدف ما در این مجموعه مقالات تمییز دادن گپ و گفتهای خودمانی درباره پدیده های هنری با نقد کارشناسانه آنان است . نخست لازم میدانم چند سطری راجع به واژه نقد، وظیفه منتقد، تاریخچه، انواع و لزوم وجود نقد هنری توضیح دهم . نقد (criticism )در لغت به معنی « جدا کردن دینار و درهم،سره از ناسره و تمیز دادن خوب از بد و برگزیدن بهترین» است. در واقع منتقد واسطه ایست بین هنرمند و مخاطب تا ظرایف و لطایف اثر هنری را که چه بسا مخاطب عام متوجه آن نیست یا از آن غفلت میکند به او گوشزد کند . ادامه دارد !!
«صبا خویی» نوه ابوالحسن صبا در این خصوص گفت:خانواده من در سال ۱۳۳۸ بعد از مرگ پدربزرگم «ابوالحسن صبا» خانه او را به دولت دادند تا به عنوان موزه فعالیت داشته باشد اما متاسفانه هیچ توجهی به این خانه نمیشود به طوری كه چیزی از آن باقی نمانده و در حال از بین رفتن است. وی با بیان اینكه تمام ویلنهای صبا خراب شده، افزود:به قدری به موزه رسیدگی نمیشود كه تمام سازهای پدربزرگم خراب شده و ویرانی خانه به حدی رسیده كه وقتی وارد موزه میشوید غمتان میگیرد. نوه ابوالحسن صبا با اشاره به پیگیریهای خانواده صبا در خصوص بازسازی این موزه اظهار داشت: ما بارها به این مسئله اعتراض كردیم.حتی از وزارت ارشاد خواستهایم كه اگر از عهده آن برنمیآیید یا به خودمان برگردانید و یا به ما اجاره دهند اما هیچ جوابی به ما ندادهاند. صبا خویی در خاتمه خاطر نشان كرد: ۳ سال است كه خانه صبا در دست تعمیر است و هنوز هم هیچ اقدامی صورت نگرفته به طوری كه این خانه تبدیل به خرابه شده و جلوی درب آن زدند كه در دست تعمیر است. ● شمارش معكوس برای افتتاح موزه صبا علیرغم اعتراض خانواده صبا به تخریب موزه صبا، محمدحسین احمدی مدیر كل دفتر موسیقی ارشاد در گفتوگو با فارس از بازسازی و افتتاح این موزه خبر داد و گفت:بازسازیهای این موزه در حال انجام است به طوری كه تمام سازهای صبا توسط استاد قنبری تعمیر و اعتباری در ردیف بودجه ۸۶ برای آن برقرار شده است. همچنین هفته گذشته تفاهمنامهای بین وزارت ارشاد و سازمان مدیریت در این خصوص امضا شده است. وی با بیان اینكه خانه صبا خرابه نیست، افزود: تاكنون نزدیك ۸۰-۷۰ میلیون هزینه تعمیر این موزه شده و ساختمان به نحو احسن با اشراف و نظارت سازمان میراث فرهنگی احیا و بازسازی شده است. هم اكنون نیز در حال تدارك خرید قفسههای ویژه برای آثار عتیقه هستیم. همچنین چند نفر به عنوان حراست از آثار و اشیاء موجود این موزه حفاظت میكنند. مدیر كل دفتر موسیقی ارشاد بیان داشت: خانه صبا نه تنها ویرانه نیست بلكه همه چیز آن آمده شده و سازهای استاد نیز تعمیر گردیده و آماده گذاشتن در ویترینها است. احمدی در خاتمه در خصوص زمان افتتاح موزه صبا گفت: موزه راهاندازی كردن، دمیدن در سرنا نیست، اما هم اكنون تمام اقدامات در حال انجام است و شمارش معكوس برای افتتاح آن آغاز شده است. http://www.aftab.ir/
لوح فشرده (شرح دلدادگی )منتشر شد
آهنگساز و نوازنده تار : فرهاد ریحانی نوازنده تنبک : مرتضی یگانه راد
دانلود تصنیف تو بمان .مربوط به اجرای اخیر گروه مهرگان آهنگساز : فرهاد ریحانی خواننده : علی محسنی با تشکر از دوست عزیزم حمید میری که امکان دانلود این آهنگ را فراهم کرد .
مهستی، خواننده ایرانی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان، در سانتا رزا در شمال کالیفرنیا درگذشت.
پرويز مشكاتيان در سال 1334 در شهر نيشابور چشم به جهان گشود . پدرش حسن مشكاتيان سه تار مينواخت و مردي اهل موسيقي بود . گروه مهرگان در تاریخ بیست و هشتم اردیبهشت ماه سال ۸۶ آثار استاد پرويزمشکاتيان را به مناسبت گرامیداشت خدمات اين استاد بزرگ موسيقي ايراني اجرا کرد . گروه مهرگان در سال ۱۳۷۷ با هدف اجرای آثار ارزشمند و فاخر موسیقی کلاسیک ایران تاسیس شد
دوستانی که تا کنون با این گروه همکاری داشته اند :
نوازش استاد
نوازنده اي پير و در مانده بود. زخلق جهان روي گردانده بود. کنسرت گروه مهرگان بیست و یکم و بیست و دوم دی ماه سال ۸۵ در سالن فارابی دانشگاه هنر برگزار شد. قطعاتی که اجراشدند عبارت بودند از :
مختصری راجع به سه تار
گروه مهرگان در سال ۸۴ دو برنامه به شرح زیر اجرا نمود : ۱ : سه نوازی تار و تنبک و سنتور در خانه هنرمندان ایران ۲ : کنسرت پژوهشی سیر تحول تصنیف در ایران در دوره های مختلف : ۱. قاجارییه ۲. پهلوی (گلها ) ۳. چاووش ۴. بعد از انقلاب . که با همکاری آموزشگاه موسیقی نوای مهر بر گزار شد
این برنامه به زودی در خانه هنرمندان ایران مجددا" اجرا خواهد شد
شرح مختصر کنسرتهای گروه مهرگان در تهران
۱۳۷۷ : اولین کنسرت گروه ( اصفهان -دشتی ) سالن گلریز ۱۳۷۹ : دومین کنسرت گروه ( همایون -شور ) سالن پرواز ۱۳۸۰ : سومین کنسرت گروه ( شور -دشتی ) سالن فرهنگسرای شفق ۱۳۸۳ : چهارمین کنسرت گروه ( اجرای تصنیفها و ترانه های دوره گلها بصورت تلفیقی ) سالن پرواز ۱۳۸۴ : پنجمین کنسرت گروه ( اجرای سه نوازی تار . سنتور . تنبک در مایه اصفهان و دشتی ) سالن بتهوون خانه هنرمندان ایران ۱۳۸۴ : ششمین کنسرت گروه ( کنسرت پژو هشی سیر تحول تصنیف در دوره های مختلف ) سالن آتیه ۱۳۸۵: کنسرت گروه مهرگان وگروه کوبه ای رادها (تالار فارابی دانشگاه هنر ) برنامه های آینده گروه : ۱ . تکرار کنسرت پژوهشی بررسی سیر تحول تصنیف در دوره های مختلف ۲ . اجرای آثاری از استاد پرویز مشکاتیان به راه بادیه رفتن به از نشستن و خفتن که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم استاد پرویز مشکاتیان خالق آثاری ارزنده و ماندگار در موسیقی ایران بوده .نام او یاد آور آثاری همچون بیداد . دستان . بر آستان جانان . نوا و مرکب خوانی . دود و عود و ... است
این چکاچک مضراب توست یا نبض تپنده زندگی ؟
دیریست آواز خوش سازت مونس شبهای تنهاییم وفریاد دلفریب نغماتت داد دل غمدیده من است بنواز . چه بی پروا زخمه بر سازت میزنی زخمه هایت تبلور کدامین درد نهفته در وجودت و ناله های بی امان سازت پژواک کدام شوریدگی است که اینچنین دل دردمندم را تسکین می دهد تنها آواز خوش ساز توست که دریای اشک در پس دیده نهانم را جاری می سازد بنواز که صدایت آواز غریبانه دل غمدیده من است نوازنده و تمرين تمرين بيشتر، نتيجه بهتر. در اینجا توخه شما عزیزان را به نکاتی چند راجع به تمرین ساز جلب میکنیم امیدواریم که مفید واقع شود
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
